هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
93
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
كه مىماند با چهرهاى گشاده و آرام گرفته از آنجا خارج مىشد و يكى از يارانش به او مىگفت : اى رسول خدا وقتى كه وارد منزل شدى حالت گرفتهاى داشتى ولى وقتى كه بيرون آمدى چهرهات از هم شكفته بود پاسخ مىداد چرا چنين نباشد در حالى كه من ميان دو تن كه از همه به من عزيزترند تفاهم بوجود آوردم . ابن سعد در طبقاتش روايت مىكند كه روزى فاطمهء زهرا از سرسختى و صلابت همسر به تنگ آمد و به او گفت به خدا سوگند كه شكايتت را به نزد رسول خدا خواهم برد و به همين منظور از منزل خارج شد . على ( ع ) نيز به دنبال او خارج گرديد و هر دو به نزد پيامبر شدند و پيامبر به هر دوى آنها مهربانى كرد و آن دو با خشنودى و رضا و اطمينان خاطر به خانه بازگشتند . برخى راويان از درج اين گونه روايات ، بنا به ادعاى خود وجود گلهگذاريهايى را ميان آن دو نتيجهگيرى كردهاند و على رغم اينكه آنچه به عنوان اختلاف ميان على ( ع ) و زهرا ( س ) روايت شده از نوع مرسل است و راوى از آنانى نيست كه بشود به او اطمينان كامل حاصل كرد به فرض صحت و وجود اختلاف با مقام امام على و بانوى زنان و نيز مقام عصمت آنها كه آيات كريمه و احاديث نبوى بر آن دلالت دارند ، منافاتى ندارد هيچ يك از اين دلايل مانع از آن نيست كه ميان آن دو در برخى مسائل كه به دين يا به حقوق ثابت هر يك به ديگرى تعلق ندارد ، اختلاف نظرهايى پيش آيد . با اين حال سادگى بسيار ، سرسختى و شدت عملى كه طبق برخى از اين روايتها على را بدان توصيف مىكنند چيزهايى نبودهاند كه باعث شگفتى فاطمهء زهرا شوند و يا احيانا بر او گران آيند زيرا او - به اتفاق كسانى كه به وصفش پرداختهاند - بر دشمنان خدا سختگير و در احقاق حق قاطع و در خورد و خوراك و پوشاكش ساده و به اصطلاح خشن بود ولى در زندگىاش با مردم و به هنگام نماز آنچنان افتاده و به جوش بود كه گاهى با مؤمنين به شوخى مىپرداخت و با مستمندان همدردى مىكرد تا جايى كه برخى از دشمنانش اين كارها را ناپسند دانستند و آن را به عنوان نقاط ضعف او بر شمردند . و اما داستان ازدواج على با كسى غير از او ، در برخى روايات آمده كه او چيزى نمانده بود كه اقدام به كارى كند كه فاطمهء زهرا را ناخوش آيد ولى نتوانست از عواقب و نتايج آن چشمپوشى كند و اين داستان اشاره بدان دارد كه حضرت على ( ع ) تصميم گرفت با « جويرية » دختر ابى جهل عمرو بن هشام المخزومى - دشمن خدا و اسلام - ازدواج كند و خانواده عروس از پيامبر نظر خواهى كردند و او موافقت نكرد و اين كار